علی افشاری - دولت بایدن و چالش فراتر رفتن از برجام


با گذشت دو هفته از شروع به کار دولت بایدن برجام به موضوعی داغ در عرصه بین المللی بدل شده است. اگرچه جو بایدن در رقابت های انتخاباتی وعده بازگشت به برجام و مخالفت با سیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ را طرح کرده بود اما در عین حال شروطی را نیز تعیین کرده بود. این شروط، تغییر شرایط و میراث سیاست «فشار حداکثری» باعث شد تا تصور بازسازی سریع برجام با تردید مواجه شود. برجام در عمل بعد از خروج دولت آمریکا و کاهش مرحله‌ای تعهدات از سوی جمهوری اسلامی به کالبد بی جانی تبدیل شد. اما پافشاری اروپایی ها بر حفظ آن و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ٢٠٢٠ آمریکا فرصت دوباره ای برای احیای ان ایجاد کرده است. احتمال حیات مجدد برجام بالا است اگرچه قطعیت ندارد اما بر خلاف انتظارات جمهوری اسلامی ایران پروسه سریع و راحتی را طی نخواهد کرد بلکه مسیری پر فراز و نشیب طی خواهد شد.


مقامات تهران اگرچه پیروزی بایدن را ترجیح می دادند اما هر دو جناح تصور می کردند ترامپ برنده خواهد شد؛ ازاینرو از نتیجه انتخابات شوکه شده و به واکنش های شتابزده روی آوردند. همچنین این موضوع با توجه به اثرگذاری اش بر انتخابات ریاست جمهوری ١٤٠٠ ایران دستمایه دور جدیدی از منازعات جناحی نیز شد. مصوبه مجلس یازدهم تحت عنوان «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» تلاش سریع اصول گرایان بود تا هم قدرت چانه زنی نظام در مذاکرات احتمالی را افزایش دهند و هم فرصت بهره برداری سیاسی و انتخاباتی را دولت روحانی و اصلاح طلبان سلب کنند.

اما موضع گیری های سید علی خامنه‌ای روشن ساخت که وی نظر مساعدی به برداشته شدن سریع تحریم ها دارد و از این رو دولت روحانی این فرصت بالقوه را دارد که در پایان دوران هشت ساله ریاست جمهوری برجام را به یادگار باقی بگذارد.


در آخرین موضع گیری جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی در مصاحبه با سی‌ان‌ان در ادامه دیپلماسی عمومی با آمریکا از موضع قبلی مبنی بر اقدام نخست از سوی آمریکا در برداشتن تحریم ها عقبنشینی کرد و اعلام نمود که تعهدات دو طرف برای احیای برجام می تواند همزمان انجام شود و متذکر شد که «جرج بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا می‌تواند به عنوان هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام، قدم‌ها را در مشورت با ایران و آمریکا هماهنگ نماید».

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز در واکنش اظهار داشت که هنوز دولت آمریکا در موقعیت گفتگو با جمهوری اسلامی نیست و ابتدا باید با شرکا و کنگره در این خصوص به تبادل نظر بپردازد. همچنین گفت: «پرونده ایران فراتر از توافق هسته‌ای است. مشورت با اروپایی‌ها برای ترغیب ایران به بازگشت به توافق ادامه خواهد داشت».


جو بایدن پیش از شروع به کار اعلام کرده بود که بازگشت به برجام مشروط به پیروی کامل جمهوری اسلامی ایران به تعهداتش در برجام است و همچنین جمهوری اسلامی باید مذاکره بر سر موضوعات اختلافی دیگر در حوزه های موشکی ومنطقه ای را نیز بپذیرد. همچنین بایدن وضعیت حقوق بشر در ایران را نیز مورد توجه قرار خواهد داد.


آنتونیو بلینکن وزیر خارجه جدید آمریکا نیز با تکرار مواضع بایدن اعلام کرد که توافق با جمهوری اسلامی زمان بر خواهد بود و دولت آمریکا خواهان توافق طولانی تر و گسترده تر با جمهوری اسلامی ایران است.


اما انتصاب رابرت مالی که قائل به اجتناب از سخت گیری بر حکومت ایران است به عنوان مسئول کارگروه ایران تعارضاتی بین ادعاها و عمل دولت جدید آمریکا پدید آورد. انتصاب او مورد استقبال لابی های جمهوری اسلامی در آمریکا و جریان قائل به پذیرش جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت عادی در سپهر سیاسی آمریکا قرار گرفت. این اتفاق و سوابق مالی نشان می‌دهد که او برجام را سقف خواسته های آمریکا می داند نه کف آن! مگر اینکه مواضع او تغییر کرده باشد و یا اینکه تحت سیاست مقامات بالاتر رویکرد متفاوتی را دنبال کند. مصاحبه اخیر او با روزنامه پر تیراژ ایتالیایی «کوریره دلا سرا» اطلاعات مفیدی پیرامون گمانه زنی پیرامون سیاست دولت آمریکا می دهد.


رابرت مالی به صراحت می گوید «جو بایدن واضح و روشن گفته است که می خواهد به برجام بازگردد» و با رد پیش شرط برای بازگشت به برجام اظهار داشت: «گفتگو در مورد هر توافق جدیدی تنها پس از بازگشت به توافق قبل می‌تواند در دستور کار قرار گیرد». همچنین در مورد بازه زمانی و این که چه دولتی در ایران مجری مذاکرات شود با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری پیش روی ایران گفته است: « امیدواریم که این مذاکرات هرچه زودتر آغاز شود و به نتیجه برسد، ولی اگر جناح سخت‌تری هم در انتخابات آینده (انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در خرداد ۱۴۰۰) پیروز شود تفاوتی نخواهد داشت زیرا کلید هرگونه همکاری با آمریکا در دستان رهبر [جمهوری اسلامی] است و اهمیتی ندارد که چه کسی در رأس دولت قرار داشته باشد.»


مواضع او اگرچه تعارض ها و شباهت هایی با سخنان بلینکن و جیک سالیوان مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا دارد اما به نظر می رسد بیشتر راهبرد دولت بایدن را آشکار می سازد که در صورت عملی شدن عقب نشینی از حرف های اولیه را در بر خواهد داشت.


طبق این سخنان دولت آمریکا با بازگشت جمهوری اسلامی به همه تعهداتش به برجام باز گشته و تحریم های مربوطه را بر می دارد. اگرچه رویکرد غیرتعجیلی مورد نظر دولت بایدن است اما از توافق سریعتر و بخصوص با دولت روحانی استقبال می کند؛ ولی در عین حال سرنوشت برجام و مناسبات آینده با جمهوری اسلامی را به دولت «اعتدال» گره نمی زند. در نگاه کاخ سفید مرد اصلی تصمیم گیر خامنه‌ای است و قوه مجریه نقش فرعی دارد. همچنین بعد از بازگشت به برجام دولت آمریکا تمایل دارد موضوعات اختلافی دیگر را در مسیرهای جداگانه دنبال کند.


اگر این طرح مد نظر دولت جدید آمریکا باشد و تنها تمایل مالی را بازتاب ندهد با چالش هایی مواجه است. اتحادیه اروپا با این سیاست و بخصوص توقف سیاست «فشار حداکثری» همراهی کامل دارد و حتی به دولت جدید آمریکا برای بازگشت سریع به برجام فشار می آورد. اگرچه تروئیکای اروپا از سپتامبر ٢٠١٩ به بعد تمایل به انعقاد توافق جامع تر با جمهوری اسلامی در کاهش اختلافات در حوزه های سیاست منطقه ای و برنامه موشکی را اعلام کردند اما این تمایل را در خارج از برجام می خواهد دنبال کنند که بیشتر به نظر می رسد حرف وخواستی بی پشتوانه عملی است. برخلاف مواضع رادیکالی که دولت فرانسه اتخاذ کرد جرج بورل مسئول اتحادیه اروپا در مذاکره با حکومت ایران اعلام کرد که موضوعاتی چون "دعوت عربستان سعودی به برجام" و یا "اتخاذ سختگیری های بیشتر" نظر شخصی امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه بوده و اروپا چنین نظراتی ندارد. در واقع برداشته شدن محدودیت ها برای مروادات تجاری و اقتصادی اولویت اصلی اروپا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است.


اما دولت اسرائیل آشکارا ناشکیبائی و مخالفت بیشتری نسبت به قبل با بازگشت به برجام نشان داده است. البته نبود دولت در اسرائیل و وجود اختلاف نظر در بین نیروهای سیاسی و نظامی اسرائیل بر این مخالفت سایه افکنده است اما رویکرد تهاجمی اخیر اسرائیل نادیده گرفتن ملاحظات آنها از سوی دولت بایدن را دشوار می سازد. اسرائیل پالس هایی صادر کرده که در صورت تشدید فعالیت های حساس هسته ای از سوی نظام گسترش عملیات خرابکارانه به حمله نظامی مستقیم به تاسیسات هسته ای ایران را مورد بررسی قرار داده است.


عربستان سعودی و متحدانش در اتحادیه عرب نیزخواهان شنیده شدن صداهای شان هستند تا بازگشت به برجام و یا انعقاد توافق دیگر منجر به تقویت جمهوری اسلامی ایران و شبکه نیروهای نیابتی اش در خاورمیانه نشود.

در آن سوی میدان جمهوری اسلامی ایران چند ماه است که فعالیت های حساس هسته ای خودش را شروع کرده است. مرکز زیرزمینی فردو دوباره فعال شده و سانتریفوژ های پیشرفته آی‌آر دو ام نصب شده اند که ظرفیت تولید سوخت هسته ای آنها چهار برابر سانتریفوژهای قدیمی است. غنی سازی بیست درصدی نیز مجددا در دستور کار قرار گرفته است. طبق مصوبه مجلس اگر تا سوم اسفند سال جاری یعنی کمتر از سه هفته دیگر تحریم های آمریکا برداشته نشود دولت به اجرای پروتکل الحاقی باید پایان بدهد. این تحولات باعث شده تا نقطه گریز هسته ای یعنی مدت زمان لازم برای تامی سوخت هسته ای بمب اتمی موضوع ارزیابی‌ها شود. بلینکن مدعی شد جمهوری اسلامی فقط چند هفته وقت دارد ولی مقامات امنیتی اسرائیل این زمان را شش ماه اعلام کردند. اما بررسی فکت ها نشان می دهد جمهوری اسلامی مدت زمان بیشتری نیاز دارد تا به آن نقطه برسد ثانیا رفتار شناسی نظام نشان می دهد که از رسیدن به نقطه جوش منازعه هسته ای اجتناب خواهد کرد.


به نظر می رسد سخنان بلینکن و بزرگ نمایی در خصوص حرکت جمهوری اسلامی به سمت دست یافتن به قابلیت های حساس هسته ای بیش از آنکه هدف تشدید فشار بر جمهوری اسلامی را دنبال کند زمینه توجیه برای عقب نشینی از مواضع قبلی است تا در نهایت بازگشت به برجام به عنوان "دستاوردی بزرگ برای جلوگیری از جمهوری اسلامی مجهز به بمب اتم" تبلیغ و توجیه شود.


اما جمهوری اسلامی از تحرکات مختلف به دنبال تشدید فشار برای برداشته شدن هرچه سریعتر تحریم ها است. تاکید ظریف بر« محدود بودن پنجره فرصت برای دولت بایدن» به خوبی نیاز حکومت به بازسازی سریع برجام را نشان می دهد که ظریف و روحانی منافع شخصی نیز در تحقق آن دارند.


بنابراین اگرچه هنوز سیاست دولت آمریکا و توافق با اروپا و متحدان منطقه ای اش در حال شکل گیری است اما به نظر می رسد با توجه به اراده جمهوری اسلامی در بازسازی و حفظ برجام در نهایت دولت جدید آمریکا به این سمت حرکت می کند و موضوعات اختلافی و ملاحظات دیگر را به بعد از احیای برجام موکول خواهد کرد.


اگر چنین شود آنگاه جو بایدن همان اشتباه باراک اوباما را تکرار خواهد کرد که فریب ادعای ظریف و روحانی مبنی بر استفاده از فرصت استثنایی و مرحله ای کردن اختلافات را خوردند امری که بعد از انعقاد برجام با نهی صریح خامنه ای پرونده اش بسته شد و جمهوری اسلامی به رفتارهای مخرب خود در عرصه منطقه ای و بین المللی ادامه داد و بهبودی در اوضاع بی ثبات خاورمیانه بوجود نیامد. همچنین با این کار عمق راهبردی نظام های اقتدارگرا در دنیا و خاورمیانه نیز به طور نسبی گسترش یافت. البته این واقعیت را هم نمی شود نادیده گرفت که برنامه ماجراجویانه هسته ای جمهوری اسلامی نیز تعدیل شده و تهدیدات ناشی از آن برای یک دوره ده ساله حداقل از بین رفت.


اما در شرایط فعلی که جمهوری اسلامی ایران در تنگنا قرار گرفته و در کنج است منطقی نیست که از این فرصت برای جبران کاستی های برجام استفاده نکرد. این نظام اگر از تنگنای تحریم های سنگین خارج شود در هیچ حوزه اختلافی دیگر به جز فعالیت‌های هسته ای با دولت بایدن و اروپا وارد مذاکره جدی نخواهد شد. ساختار قدرت و ویژگی های رفتاری جمهوری اسلامی بگونه ای است که فقط تحت سیاست چماق و هویج جواب می دهد و دیپلماسی صرف با آن کارساز نیست.

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon